راز های ما

نا گفته ها بسیارند و ناگفته رازها بسیار تر

راز های ما

نا گفته ها بسیارند و ناگفته رازها بسیار تر

بسوزانم

سه شنبه, ۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۴۰ ق.ظ

گرت هر شب بگویم عاشقم باز می گردی

 بدین تلخی که رفتی نازنینم باز می گردی


وگر دلبر تو باشی بیدلی را آرزو دارم

شقایق را به جای آن می گذارم باز می گردی


نمی گیری سراغی یا نمی آیی به بالینم

بمیرم گر بدانم با مرگم باز می گردی


بسوزانم چو سیمرغی به پا خیزم ز گورم من

که خاکم سرد می کند من هم باز می گردی


 نمی دانی شرابم را از انگور نمی گیرم

دچارم من به چشمت گیج و مستم باز می گردی


زمانم را نمی دانم نشانم را چه می پرسی

هزاران سال در کلبه ی احزانم باز می گردی


که در بومم چنین تقدیر شد خاکستری باشم

از این رو رنگ رویا را ندارم باز می گردی


چو روحم بی تو یک تن هم مرا هرگز نمی بیند

 که از ذهن آینه ی در خانه رفتم باز می گردی

  • موافقین ۳ مخالفین ۰
  • سه شنبه, ۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۴۰ ق.ظ
  • رویا رویایی

نظرات  (۳)

  • سام نجفی نیا
  • بر نمی گردن 
    نمی دونم گناه ما چیه
    پاسخ:

    جوانی من حرام آن یک نظر جایز حلالم شد

    درون آتشم اما من که گناهی را نمی بینم

    خیلی هم زیبا
    پاسخ:
    ممنون از شما
    چرا اینقدر شعرهای شما سوزناکه؟!
    پاسخ:
    خخخ باید منشا سوز رو پیدا کرد
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی