راز های ما

نا گفته ها بسیارند و ناگفته رازها بسیار تر

راز های ما

نا گفته ها بسیارند و ناگفته رازها بسیار تر

توانى ندارم که تنهایى را از نو ببافم

چهارشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۰۸ ق.ظ

نفرین بر عشق که من را عاشق کرد

اى عشق جفاکار این تو بودى 

که من را زیر آوار دیوار جدایى رها کردى

اى عشق بى رحم این تو بودى 

که من را از من هم جدا کردى

من که سال ها تن پوشى از تنهایى 

براى خود تنیده بودم

 سرد بود اما همیشه بود

آمدى که آغوش تو مرا گرم کند 

گرم بود اما هرگز نبود

اکنون نه گرماى آغوش تو را حس مى کنم

نه سرماى تن پوش تنهاییم را 

آغوش تو وعده ى بعیدى بود که به من دادى

تن پوش هم که در آغوش تو به جا ماند

اکنون نه خیال تو من را تنها مى گذارد 

نه تنهایى به خیالم مى آید

تنهایى من را برگردان

بس که رویاى با تو بودن را بافتم و شکافتم

توانى ندارم که تنهایى را از نو ببافم

  • موافقین ۴ مخالفین ۰
  • چهارشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۰۸ ق.ظ
  • رویا رویایی

نظرات  (۸)

واقعا شعر گفتن استعداد می خواد !!! احسنت!!!! خیلی عاشقانه بود!!!! سپاس!!!
پاسخ:
ممنون از اینکه همیشه اولین نفرى هستین که هستین!
هالی بود ...
پاسخ:
ممنون حسنا عزیز
  • علیـ ــر ضــا
  • ایول 🙋🙋🙋
    استاد 😜 
    عجب شعرهای میگی دل مارو آب می‌کنی ( قند در دل آب شدن ) 
    پاسخ:
    استاد😜😜😜😜😜
    اینطورى که از دلت هیچى نمى مونه مى خواى ننویسم؟
  • آقای سر به هوا(o_0)
  • BIG LIKE
    پاسخ:
    merc
  • علیرضا امیدیان نسب
  • عالی
    پاسخ:
    ممنون!
    :)
    آفرین زیبا بود...
    پاسخ:
    ممنون از همراهیتون:)
  • سام نجفی نیا
  • عالی بود رویا
    پاسخ:
    ممنون از لطفت:)
  • فرناز فرزان
  • خیلی قشنگ بود :)
    پاسخ:
    بسیار بسیار ممنون از این که صبورانه وبلاگ را دنبال مى کنى!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی