راز های ما

نا گفته ها بسیارند و ناگفته رازها بسیار تر

راز های ما

نا گفته ها بسیارند و ناگفته رازها بسیار تر

دیدار یوسف

يكشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۴۹ ق.ظ

من آماده بودم که عیبت بگویم

تو گل تر ز آنى که خارت بجویم


چو خواهم که رویت ببینم نگارا

از آن رو که ماهى به شب ره بپویم


سیاهى چشمت به شب هم نماند

که شب هم ز آن رنگ بازد چو مویم


ز هجرت نمانده غبارى به چشمم

به اشکم غبارى ز دل هم بشویم


دعا کن که روزى، اشک شوق ریزم

در آن روز، وصالت شود آب رویم


بسى چاه گشتم که یوسف ببینم

به یادم نیامد که خالى سبویم


نبودى و غم ها به جانم نشیند

چو آیى به پا خیزد از خلق و خویم


به هر جا که رفتم دگر خود ندیدم

که آن آینه دق شده رو به رویم


تو بودى که هر شب به یادش بخوابم

همانى که خواهم بیاید به کویم


امیدى به دیدار یوسف ندارم

به چشمان کورم که عطرش ببویم



  • موافقین ۴ مخالفین ۰
  • يكشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۴۹ ق.ظ
  • رویا رویایی

نظرات  (۹)

عالی بود و با حس ..
پاسخ:
مرسى از حس قشنگت!
  • علیـ ــر ضــا
  • بسیار با حس 
    خیلی خععععیلی عالی بود بانوک 🙂
    پاسخ:
    مرسى از حضور گرمت!
    خیلی زیبا و غمناک
    انگار زلخیا این شعر رو سروده !
    ممنون بابت شعر
    پاسخ:
    ممنون از لطف سرشارتون به من!
  • فرناز فرزان
  • بسیار عالی :)
    پاسخ:
    ممنون فرناز عزیز:))
  • سام نجفی نیا
  • مثل همیشه رویا 
    عالی و پر از احساس
    پاسخ:
    ممنون که هستى و به من لطف دارى
    لایک سر کار خانم !!! لایک!!!!!!!!!!!!!!!!!
    پاسخ:
    ممنون از محبتتون!
  • علیرضا امیدیان نسب
  • خیلی عالی بود 
    پاسخ:
    ممنون از همراهیتون!
    خیلییی عالیییییی:)
    پاسخ:
    خیلى لطف دارین!
    عاااالی رویا جونم
    پاسخ:
    مرسى نفس عزیز!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی