راز های ما

نا گفته ها بسیارند و ناگفته رازها بسیار تر
راز های ما

به سراغ من اگر می آیید
،نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من‌!
به یاد سهراب سپهری عزیز

آخرین نظرات

سوال

دوشنبه, ۶ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۰ ب.ظ

چطور وبلاگ نویس شدید؟؟^..^
**یعنى چى شد که خواستین وبلاگ بنویسین** 
با هر موضوعى فرقى نداره 
ولى داستان ها شاید جالب باشند

اگه دوست داشتین جواب بدین :)

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۰۶
رویا رویایى

نظرات  (۱۷)

۰۶ آذر ۹۶ ، ۱۹:۵۵ ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
من از طرف یکی از دوست های خیلی خیلی قدیمی آشنا شدم :))))
ولی کم کم خودمم توی این جمع حل شدم :)
پاسخ:
پس حتما براتون جالبه که موندین :) 
نمى دونم چرا خاصیتش اینطوریه 
اومدنش دست خودته رفتنش با خداست 
نمیشه رفت:)
۰۶ آذر ۹۶ ، ۲۰:۱۴ ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
آره دقیقا
پاسخ:
:)) ممنون از اینکه به سوال پاسخ دادید امیدوارم وبلاگتون ١٢٠ ساله بشه
خب یه شب یه بنده خدا در مورد وبلاگش صحبت کرد!ادرسش را ازش پرسیدم و امدم نوشته هایش را بخوانم!از انجا که خودش بسی برایم مهم بود سطر سطر گفته هایش را با شوق خواندم!خندیدم و ناراحت شدم با کلمه به کلمه اش!تصمیم گرفتم من هم یک بلاگ را اداره کنم!چون او این کار را دوست داشت..!
پاسخ:
خب پس شما براى اینکه یه بنده خدا براتون اهمیت داشته وبلاگ هم براى اون اهمیت داشته از راه حذف مشترکات دستگاه معادلات ریاضى به این رسیدین که وبلاگ هم براى شما اهمیت داره :) 
بسیار هم عالى موفقیت روزافزون آرزومندم براتون

۰۶ آذر ۹۶ ، ۲۱:۰۹ آقای سر به هوا(o_0)
خب اول اول سر رقابت بایه دوست همکلاسی وبلاگ ساختم اون وبلاگ خبری داشت و من طنژ و اون وبلاگ طنز یه سال بعد به همون دلیل که تو پست اخرم گفتم حذف شد
ولی معتاد وبلاگ نویسی شدم و چندتا وب ناموفق داشتم تا یه روز بالاخره اون کاری که حس وبلاگ نویسی منو ارضا کنه پیدا کردم
و اونم چیزی نبود جز همین کاری که الان میکنم،
پاسخ:
به این مى گن یه رقابت سالم :)
و بالاخره این آخرى رو نگه داشتید :) آفرین بر شما وبلاگ نویس نمونه موفق تر باشین :))
ی جور نیاز ب نوشتن ،
همیشه جای امنی واسه خودم میخاستم :) از ١٢.١٣ سالگی داشتم

پاسخ:
آفرین خواهرى سابقت زیاده :)
خوشحالم که این نیاز ب نوشتنت خواهر نازى مث تو بهم داد
حسِ حرف زدن و دردودل کردن دور از نگاه هاى قضاوت گر دیگران 
تقریبا در همه هست و اینجا بهترین پناهگاه از این نگاه هاست
بهترین ها رو برات آرزومندم:))
جانم خواهری خوبم :*
ببخشید ک کمم این روزا حالتو نمیپرسم :/
پاسخ:
خوب و خوش و سلامت باشى برام دنیاس 
تو خوب باشى حال منم خوبه :))
نه خب به این نتیجه نرسیدم😂یه سال بعدش به این نتیجه رسیدم
پاسخ:
😂😂 خب نتیجس زمان توش تاثیر نداره نتیجه که عالى بوده:)
یهویی درگیرش شدم ، دلیل اصلیشو نمیدونم که چرا رفتم سمتش
ولی دلیلش هرچی بود بدبختمون کرد رفت :/
میایم پست بخونیم تا یکی از بوی مایع دستشویی نوشته یکی از جنس سیم ظرفشویی :/
اینم میشه مطالعه علمی ما :)
پاسخ:
خخخخخ خیلى خوب شد که یهویى اومدید :))
خخخ واى خدا پوکیدم از مطالعه ى علمى :)
همیشه باشین :)
۰۷ آذر ۹۶ ، ۰۹:۲۴ یه بنده خدا
به واسطه ی اینکه جایی برای نوشتن میخواستم و اینکه حال نوشتن در کاغذ و هزینه ی خرید خودکار و دفتر رو نداشتم و اینکه یه جایی باشه که زیاد آشنای غیرمجازی اولش توش نباشن همه ی این دلایل به اضافه ی یسری دلیل دیگه باعث شد که وبلاگ بزنم و یادم نمیاد از کی شروع شد این داستان ولی میتونم بگم که از بلاگفا شروع شد و به رزبلاگ رسیدیم و بعدش لوکس بلاگ و بعدترش بلاگ که این بلاگ دیگه کم کم چیزی حدود دو ساله که دووم داشته البته بودن سرکیس های دیگه هم که استفاده کردم ولی اینا اصلی ها بودن!

مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن😁
پاسخ:
خخخخ آفرین ماشاالله چقدر سابقه:/
دلیلش نوشتن بوده :)
۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۲:۱۷ یه بنده خدا
اره نوشتن چون من توی زندگیم یا میبینم یا میخونم یا میشنوم یا مسنویسم که این آخریه خیلی مهمه😂
پاسخ:
آفرین بر شما:)
به هیچ دلیل درستی:(
الکی وبیخودی:(
من بی هدف اینجام واین منو اذیت میکنه.....
پاسخ:
بى هدف ؟ مگه میشه بى هدف حتما در اعماق وجودتون بگریدین براى پاسخ به یک نیاز اینجا هستین مطمئن باشید 
فقط باید کم بیشتر فکر کنید :)
برای هم کلامی بادوستان بزرگ بلاگری:)
پاسخ:
خب اینم دلیل خیلى خوبیه هم کلامى و انتقال تجربیات اگر هر آدم را یک کتاب ببینیم:)
۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۷:۰۶ سپهر صادقی
خاطره نمیگم ، اما همچین چیزی رو برای تشکر از برنامه نویسان بیان نوشتم و کپی میکنم تا بخونین :)

درود

بنده از حدود شش سال پیش با وجود سن کم فعالیت در رشته برنامه نویسی رباتیک و وبلاگ نویسی رو آغاز کردم و به دلیل اینکه از سرویس های نامناسب مثل لوکس بلاگ و بلاگفا استفاده میکردم شوق وبلاگنویسی برای دو سال در من کم شد...
بعد از مدتی با سیستم وبلاگ دهی کانی وب اشنا شدم و واقعا ازش لذت بردم اما به دلیل محدودیت های زیاد دیدم که نمیتونم باهاش کار خاصی بکنم...
حتی دیگه از سیستم های پرقدرتی مثل رزبلاگ هم لذت نمیبردم...
گذشت و گذشت تا اینکه بنده با سیستم شما اشنا شدم ، در نگاه اول اصلا خوشم نیومد ، ببخشیدا
دو سه تا وبلاگ زدم ولی واقعا حال نداشتم و متن فقط ارسال میکردم
چندین ماه به برنامه نویسی زبان های پایتون ، سی ، سی شارپ ، اچ تی ام ال و  . . . گذشت تا اینکه به سرم زد یه وبلاگ شخصی بسازم...
اول به رزبلاگ رفتم ، ولی هیچ شوری برای وبلاگنویسی نداشتم و از اونجایی که با سیستمای زیادی کار کرده بودم حتی از وردپرس هم زده شدم
خلاصه تصمیم قطعی گرفتم که توی سیستم شما یه وبلاگ ایجاد کنم و تا زمانی که تمام چم و خم سیستمتون رو یادنگرفتم ازش خارج نشم...
هرروز من با امکانات و البته سرعت و قدرت سیستم شما بیشتر اشنا شدم و وااااااااااااااقعا لذت خاصی بردم...
اول با یه مجله اینترنتی شروع کردم که خداروشکر توی یک هفته حدود 1500 بازدید خورد :/
و چون دست تنها بودم و البته هدفم از ایجاد اون فقط یادگیری بود الان یه وبلاگ دیگه ساختم که البته شخصی هست ولی کارای قالب رو خودم انجام دادم البته به کمک یکی دوستان که ایشون فقط کار رو به بنده دادن تا روش کار کنم....
و امشب هم بعد از چند سال اولین وبلاگ شخصی بنده با عشق به فعالیت های تحت وب دوباره ساخته و شروع شد...

- از شما و همکاران متحرمتان کمال تشکر رو دارم...
پاسخ:
به به خیلیم عالى شما بسیار موفقید آرزوى موفقیت روزافزون براتون دارم :))
از سال نود تو بلاگفا که به فنا رفت اومدیم اینجا  ... بردارم آخه بگم چی بهش :) آشنام کرد یه وبلاگ مسخره درست کرد بود منم مجبوری هر روز باس نظرمو درباره پستاش میدادم دموکراسی در خانه ما موج میزند :)
مام دیگه معتاد شدیم ... البته در کنارش کارامونم کردیم:)
پاسخ:
پس شمام سابقه تون زیاده :) برادرتونو خدا حفظ کنه شما را مجبور کرد حیف نبود نباشین :)
ولى جالبه مجبورتون مى کرده نظر بزارید خخخخخخ
در تز دموکراسیش اعتقاد زیادی به برخورد فیزیکی داشت :))
حالا وبلاگشو ندیدین که خخخخ
پاسخ:
واقعا خخخخ 
نه ندیدم مگه چند سال بزرگتره :)
اختلاف در این حد که اون الان زن گرفته ما تازه دانشجو شدیم
البته این اختلاف هیچگاه به روح دموکراسی که همین جور داشت موج میزد لطمه نزد :))) و ما همیشه از وجود دموکراسی رنج میبردیم خخخ
ولی واقعا میزد هاااا رو وبلاگش تعصب داشت اون اولاش خخخ
پاسخ:
آهان پس خیلى بزرگترن :))
دموکراسى تو حرفاتون موج مى زنه:)
چه تعصبى به این میگن بلاگر واقعى هااا:)
۱۰ آذر ۹۶ ، ۱۶:۵۶ علی رحمانی پور
هدف من از وبلاگ نویسی فرهنگ سازی بود و اطلاع رسانی و دوس دارم مخاطبام خیلی بیشتر از اینا بشه
پاسخ:
هدفتون بسیار با اهمیت موفق باشید:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی