راز های ما

نا گفته ها بسیارند و ناگفته رازها بسیار تر

راز های ما

نا گفته ها بسیارند و ناگفته رازها بسیار تر

چرا من مکدر بودم

چهارشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۳۱ ق.ظ

 چنان در مرداب تنهایی خود غوطه ور بودم 
اسیر دلگیری ها و کوچه ای بی گذر بودم 

 دلم هرگز نمی شد پای بند هیچ شهری 
 همانند ماهی دریای آزاد در سفر بودم 

 بدون دلواپسی ها و باید ها و نباید ها 
 من آن روزها دیوانه و عاشق خطر بودم 

سکوتم را شکستی و به مصداق وعده ی خدا 
درونم قیامت به پا و من, منی دیگر بودم 

 دلم سهل است نفس هم  پای تو ماند 
از این رو جز تو به کل مردها کافر بودم 

چنان غرق آرامش و سبزی نگاهت شدم 
 که کمتر دنبال حوادث و دردسر بودم 

 همه می گفتند آرام دل بی قرار من بودی 
 هزار آه و افسوس من خودم بی خبر بودم  

 جفای بیشمار تو را بخشیدم با این حال 
چرا گفتم برو و از رفتنت مکدر بودم

  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • چهارشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۳۱ ق.ظ
  • رویا رویایی

نظرات  (۵)

  • سام نجفی نیا
  • عالی بود
    پاسخ:
    ممنون از حمایت شما!
  • محمدعلی میری
  • سلام...
    بسیار زیبا...
    به نظرم میتونید شعر نو و سپید رو هم به همین خوبی بگید...

    پاسخ:
    سلام ممنون از لطف شما  همراهی شما
     امیدوارم تلاشمو می کنم 
    تلخ بود
    پاسخ:
    آره :(
    زیبا مثل همیشه :)
    پاسخ:
    ممنون حضورتون انگیزه ای است برای تواناتر شدن احساس این ناتوان
    فوق العاده
    پاسخ:
    ممنون از نفس جان!!:-)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی