راز های ما

نا گفته ها بسیارند و ناگفته رازها بسیار تر

راز های ما

نا گفته ها بسیارند و ناگفته رازها بسیار تر

دوم شخص مفرد

يكشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۱۳ ب.ظ

هرگز فرصتی نشد برای تو قصه بگم
قصه ی لذت سکوت 
وقتی که تو حرف می زدی 
یا وقتی که بدون چتر 
از کوچه های بی عبور، رد می شدیم
 خیس می شدیم، جیغ می زدیم 
شریک بغض آسمان 
غرق غم ابر می شدیم 
انگار زمان روی دوچرخه پا می زد 
از روزهای با هم بودن 
با عجله عبور می کرد 
از جاده ای که آخرش 
سقوط من، عروج تو
پرتگاه دلتنگی ها بود
یا روزی که گفتی برو
اشکی که هرگز ندیدی
دلیلی که نپرسیم 
رنجی که بی تو کشیدم 
غروبی که شروع آن 
پایان یک رابطه بود
غروبی که طلوع نشد
در امتداد روز تلخ
روشن ترین خاطره شد
دلگیر شدم
تنها شدم، تنها یعنی بدون تو
هیچ شخص سومی
بازیگر مقابل
رویای خواب من نشد 

  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • يكشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۱۳ ب.ظ
  • رویا رویایی

نظرات  (۶)

  • سام نجفی نیا
  • شب

    قصه تکراری چشمان توست

    خدا که آن را می خواند

    یک دنیا به خواب می رود!



    کیانوش جعفری فرد



    برگرفته از bonbaste-ordibehesht.blog.ir
    پاسخ:
    چه قشنگ!ممنون
    خیلی احساس بر انگیز بود ... واقعا غمناکه ... :(
    پاسخ:
    احساس منم همین بود وقتی مینوشتمش 
    خوشحالم منتقل شده و ناراحت از اینکه غمگینتون کردم
  • خانوم ربات
  • می پسسسندم :(
    پاسخ:
    ممنونم و خوشحال از اینکه پسندیده شد!
    نمیدونم وقایع و دردها مشترکن یا مثل به زبون اوردن اخ ... همه یجور درد رو مینویسن
    پاسخ:
    به نظرم هر دو تاش!
    :)
    پاسخ:
    :-)
    لایک
    پاسخ:
    از لطفتون ممنون!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی