راز های ما

نا گفته ها بسیارند و ناگفته رازها بسیار تر

راز های ما

نا گفته ها بسیارند و ناگفته رازها بسیار تر

من به تو آموختم که...

شنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۱۸ ب.ظ

من به تو آموختم که...

زیر باران چتر نگیریم به سر

نفس درختی را نبریم با تبر

ستاره ها رو بشماریم تا سحر

در امتداد کویری ترین شب سفر

ببندیم نقشی نو از زندگی با یک دگر

غصه ها کم رنگ تر، شادی ها پر رنگ تر

در امان از زخم های سنگ های در گذر

شبیه رود باشیم، رونده تر

من به تو آموختم که بیابی بال و پر

پرواز و احساس کنی فراتر

حیف که دیر شدمت یادآور

پر نکشی از آشیانه بی خبر

یک اثری بگذاری رو صنوبر

تو کنج کوله دلت، دلم را با خود ببر


  • موافقین ۳ مخالفین ۰
  • شنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۱۸ ب.ظ
  • رویا رویایی

نظرات  (۳)

  • سام نجفی نیا
  • عااالی بود شاعر برتر 
    پاسخ:
    ممنون و تشکر بیشتر!!
    فوق العادد بود....

    پاسخ:
    ممنون از لطف و همراهیتون!
  • یــاسـᓄـךּ ●‿●
  • خیلی خوب بود :)
    پاسخ:
    ممنون از توجهتون!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی